روش ادامه عملیات اجرائی (بعد از ابلاغ اجرائیه)

روش ادامه عملیات اجرائی (بعد از ابلاغ اجرائیه) مربوط به اسناد ذمه و اسناد كه در حكم آن است...

 

روش عملیات اجرائی تا مرحله پایان اجرائیه و اخطاریه به بستانكار جهت اعلام طریقه و یا نحوه وصول طلب قبلاً شرح داده شد، اینك ادامه عملیات: پس از وصول نامه بستانكار دایر به اعلام نحوه وصول، در ادامه عملیات اجرائی به تبعیت از درخواست بستانكار ممكن است سه حالت پدید آید: اول- در خواست بازداشت اموال ومعرفی

ادامه نوشته

روش عملي صدور اجرائيه و عمليات اجرائي.

روش عملي صدور اجرائيه و عمليات اجرائي.

 

در مورد مهريه و تعهداتي كه ضمن ثبت ازدواج و طلاق و رجوع شده نسبت به منقول و ساير تعهدات ( به استثناي غير منقول) از دفتري كه سند را تنظيم كرده است و نسبت به اموال غير منقول كه به ثبت دفتر املاك رسيده از دفتر اسناد رسمي تنظيم كننده سند ( بند ج ماده يك آئين نامه اجراء ـ ماده 2 قانون ازدواج ـ ماده 15 نظامنامه دفتر ثبت ازدواج و طلاق مصوب 1310 )

ادامه نوشته

 


چنانچه محكوم‌له پرونده‌اي كه از حيث توقيف ملك مقدم مي‌باشد اقدامي در جهت صدور اجرائيه ننمايد تكليف محكوم‌له ديگر چنانچه ملك فقط كفايت محكوم به اول را نمايد چيست؟

آقاي صدقي (مستشار محاكم تجديدنظر):
ورود يا اعتراض شخص ثالث در دعوي و يا آرای صادره مطابق ماده 714 قانون آ.دم.و مواد مرتبط، بستگي به اين دارد كه آرای صادره به حقوق شخص ثالث خلل وارد آورد و آن شخص در آن دعوي دخالت نداشته باشد. مع‌الوصف پذيرش اعتراض ثالث در فرض سوال منتفي است لكن در صورت ادعاي طلبكار موخر يا هر شخص ديگر، مبني بر صوري

ادامه نوشته

 

شست قضایی مورخ ۱۰/۲/۱۳۸۸ قضات دادگستری خمینی شهر

 

چنانچه مدارک ومستند معترض ثالث اجرایی درتوقیف مال غیرمنقول ، مبایعه نامه عادی نسبت به املاکی که دارای سابقه ثبت می باشند ، باشد اتخاذ تصمیم دادگاه چگونه است

نظراکثریت:

دررسیدگی به اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام چنانچه دادگاه باسند عادی ازجمله قولنامه های خرید نسبت به املاکی که سابقه ثبت دارند دردست

ادامه نوشته

دعوي تنظيم سند رسمي، آيا طرح دعوي به طرفيت كليه ايادي

 

در دعوي تنظيم سند رسمي، آيا طرح دعوي به طرفيت كليه ايادي سابق كه از ناحيه آنها مال غيرمنقول يا منقول به منتقل اليه، انتقال گرديده، ضروري است يا صرف طرح دعوي به طرفيت مالك رسمي كافي مي باشد؟

 

آقاي رحماني (دادگستري رباط كريم) و ديدگاه اكثريت: در فرض سؤال، به نظر مي رسد، بايد دعوي به طرفيت كليه ايادي قبلي مطرح شود تا خواهان بتواند بدين طريق، ادعاي خويش را راجع به نحوه مالكيتش نسبت به مال مورد دعوي، ثابت نمايد.

ادامه نوشته

«افراز املاك مشاع»

«افراز املاك مشاع»

بسيار خوش وقتم كه در جمع عزيزان جامعه ي حقوقي كارآموزان محترم وكالت و اساتيد دانشمند و همكاران محترم در جلسه ي كمسيون كارآموزي كانون وكلاي دادگستري منطقه ي اصفهان حضور دارم. موضوعي كه براي اين جلسه به عنوان كارگاه آموزشي حقوق ثبت، براي شما عزيزان در نظر گرفته ام، يكي از موضوعات زنده حقوق ثبت است و آن افراز مال غير منقول مشاع است، چون افراز هم در دين است و هم در عقد؛ اما آنچه كه اختصاصاً در اين جلسه به گفت و گو خواهيم نشست در مورد افراز مال غير منقول مشاع است.

ادامه نوشته

روش اجراي احكام افراز صادره از مراجع قضايي صالحه

 

روش اجراي احكام افراز صادره از مراجع قضايي صالحه

 

حكم افرازي كه از دادگاه صادر مي شود با توجه به ماده 4 قانون اجراي احكام مدني در زمره احكام اعلامي است ،لذا در اين مورد آنطور كه معمول است متقاضي بايد تقاضاي خود را همراه با اصل يا رونوشت حكم افراز كه بايد به تأييد دفتر دادگاه محل برسد و به آن تمبر الصاق شود .رئيس ثبت دستور ثبت تقاضا رادر دفتر انديكاتور را صادر مينمايد و به متقاضي تاريخ مراجعه بعدي را اعلام مي دارد و متقاضي

ادامه نوشته

نحوه رسيدگي دادگاه به درخواست فروش ملک غيرقابل افراز

 

نحوه رسيدگي دادگاه به درخواست فروش ملک غيرقابل افراز

زماني که يک ملک قابل افراز نباشد و اداره ثبت و دادگاه عدم قابليت افراز آن را تشخيص دهند، مطابق ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع که مقرر مي‌دارد: <ملکي که به موجب تصميم قطعي غير قابل افراز تشخيص داده شود، با تقاضاي هر يک از شرکا و به دستور دادگاه شهرستان فروخته مي‌شود>، در پي ارائه درخواست فروش از سوي يک يا چند نفر از مالکان مشاع، دادگاه با صدور يک دستور صرف و اعلام آن به اجراي احکام نسبت به فروش اين ملک اقدام خواهد نمود.

ادامه نوشته

 

طرح دعوي اعتراض ثالث در مرجعي كه حكم مورد اعتراض را صادر نكرده است از موجبات صدور قرار عدم صلاحيت بوده و صدور قرار رد اين دعوي بدون مجوزاست.

راي شماره : 47 - 15/8/1347

راي اصراري هيئت عمومي ديوان عالي كشور

"نظربه اينكه به صراحت ماده يك ازقانون 27/6/22مربوط به اجراي اسنادرسمي "هركس دستوراجراي اسنادرسمي رامخالف بامفادسنديامخالف قانون دانسته ياازجهت ديگري شكايت ازدستوراجراي سندرسمي داشته باشد، مي تواندبه ترتيب مقرردرآئين دادرسي مدني اقامه دعوي نمايد"ونظربه اين

ادامه نوشته

دادخواست توقيف عمليات اجرائي بدون درخواست ابطال اجرائيه

 

دادخواست توقيف عمليات اجرائي بدون درخواست ابطال اجرائيه


نظريه مشورتي اداره حقوقي وزارت دادگستري

190 شماره 110هفته دادگستري صفحه 8

اگر خواسته فقط توقيف عمليات اجرائي باشد بدون انيكه ابطال اجرائيه مورد درخواست واقع شود دادگاه در قبلا چنين دادخواستي چه تكليفي دارد؟
نظريه كميسيون مشورتي آئين دادرسي مدني :

ادامه نوشته

نقش شخص ثالث در روند اجرای احکام

 

نقش شخص ثالث در روند اجرای احکام 

 

مقدمه: یکی از مباحث مهم در رابطه با دعاوی متعدد اعم از حقوقی و کیفری مطرح می‌شود و اساساً هدف نهایی از طرح دعاوی می‌باشد، اجرای احکام است. اجرای احکام به معنی این است که به هنگامی که دادگاه پس از بررسی و رسیدگی موضوع به یک نتیجه نهایی رسیده و حکمی را صادر می‌نماید، حال باید در عرصه عمل

ادامه نوشته

قابلیت تجدید نظر ارا اعتراض ثالث اجرایی. ماده 146 و 147

آرايي كه از دادگاههاي عمومي در خصوص شكايات موضوع مواد147و 146  قانون اجراي احكام مدني صادر مي گردد قابل تجديد نظر خواهي مي باشد يا قطعي است؟

سفلائي(دادگستري هشتگرد): نظر اقليت: قابل اعتراض نيست، زيرا؛ اولاـ  تصميم دادگاه رأي نيست تا قابل تجديدنظر باشد. ثانياـ در ماده 147 قانون اجراي احكام مدني مقررداشته كه به اين شكايت بدون رعايت تشريفات قانوني آيين دادرسي مدني و پرداخت هزينه دادرسي رسيدگي مي شود لذا نيازي به تقويم خواسته

ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی

« اعتراض ثالث اجرایی »

 

 از سری جلسات علمی موسسه حقوقی مهر تابان عدالت ، جلسه مورخ 3/3/1389 با موضوع « اعتراض ثالث اجرایی » با سخنرانی جناب آقای دکتر مهدی نصرالهی در محل موسسه برگزار گردید که خلاصه آن ذیلاً گزارش می گردد:

 مقدمه:

ادامه نوشته

اعتراض به عمليات اجرائي

 

اعتراض به عمليات اجرائي

دادگاه تجديد نظر استان خراسان رضوي

الف : كلاسه پرونده 84/12393 / 14 تجديد نظر

ب : خواهان : سلطنت

خوانده : 1- مرجان 2- مجيد

ج : موضوع : اعتراض به عمليات اجرائي

د : گردشكار :

خوانده رديف 1 با تقديم دادخواستي در پرونده كلاسه  1570/73/73  دادگاه عمومي مشهد عليه خوانده رديف 2 شوهر مبني بر مطالبه مهريه ، محكوميت وي را به پرداخت آن اخذ نموده و بر مبناي آن اجرائيه موضوع پرونده 83/77 اجرائي صادر مي شود

ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی

اعتراض ثالث اجرایی

ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی، اظهار حق ثالث نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد را متصف به قید و وصف « توقیف شده» کرده است؛ می خواهیم ببینیم منظور از توصیف مزبور چیست. آیا قید ذکر شده ناظر به وجه نقد است یا سایر اموال منقول و غیرمنقول هم به آن عطف می شود و آنها را در برمی گیرد و آیا منظور از اموال توقیف شده ، فقط محکوم به مالی و پرداخت دیون است یا خیر؟

ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی

اعتراض ثالث اجرایی

در خصوص اعتراض ثالث همانگونه که از ماده 417 قانون آئین دادرسی مدنی پیداست شخصی غیر از طرفین دعوی برای خود حقی را قائل شود و با اطلاع از پرونده دادرسی وارد دادرسی شده و در صدد دفاع از خود بر می آید .

اما آنچه اینجا قابل بحث است نکات و ابهامات و اختلاف استنباط های حاصل از رویه قضایی در باب اعتراض ثالث می باشد

ادامه نوشته

اعتراض شخص ثالث در مرحله اجرای حكم

اعتراض شخص ثالث در مرحله اجرای حكم

 
درآمد
در فرآیند دادرسی مدنی، تعلمیات دادگاه منحصر به طرفین پرونده بوده و به تبع آن حکمی که در نهایت صادر خواهد شد، از نظر اثر بخشی از اثر نسبی برخوردار و مختص موضوع بوده و آثار آن دامنگیر طرفین، وراث و قائم مقام قانونی آنان خواهد بود. ماده 4 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، با اشاره به همین مطلب، یادآور میشود: «دادگاهها مکلفند در مورد هر دعوا به طور خاص تعیین تکلیف نمایند و نباید به طور عام و کلی حکم صادر کنند. »اما گاه اشخاص ثالث که از یک فرایند دادرسی اطلاع مییابند، نسبت به حق خود احساس خطر میکند و اگر
ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی

اعتراض ثالث اجرایی

چکیده:

اعتراض ثالث، مفهوم حقوقی عامی است که در قوانین مختلف و با شیوه های اجرایی غیر مشابه به آن اشاراتی شده است.هنگامی که شخص،در جریان یک دادرسی عادی یا فوری،حضور ندارد و به عنوان طرف دعوی نیز به دادرسی دعوت نمی شود،لیکن رای یا تصمیم قضایی ماخوذه در پرونده، به نحوی به حقوق وی خلل وارد می کند، قانونگذار به حق، راهکاری تحت عنوان "اعتراض ثالث " را پیش بینی نموده است

ادامه نوشته

درخواست توقیف عملیات اجرایی بدون توام بودن آن با اقامه دعوی ابطال اجراییه قابل پذیرش نیست

 

درخواست توقیف عملیات اجرایی بدون توام بودن آن با اقامه دعوی ابطال اجراییه قابل پذیرش نیست


تاریخ رسیدگی 25 /2/72 دادنامه 100/10 مرجع رسیدگی شعبه دهم دیوانعالی کشور
خلاصه جریان پرونده :
در تاریخ 21/2/1371 آقای جهانبخش دادخواستی به خواسته (صدور حکم به توقیف عملیات اجرایی چک شماره 826849 ) علیه اجرا ثبت به دادگاه حقوقی یک کرمانشاه تقدیم نموده و با استناد به

ادامه نوشته

درخواست توقیف عملیات اجرایی بدون توام بودن آن با اقامه دعوی ابطال اجراییه قابل پذیرش نیست

 

درخواست توقیف عملیات اجرایی بدون توام بودن آن با اقامه دعوی ابطال اجراییه قابل پذیرش نیست


تاریخ رسیدگی 25 /2/72 دادنامه 100/10 مرجع رسیدگی شعبه دهم دیوانعالی کشور
خلاصه جریان پرونده :
در تاریخ 21/2/1371 آقای جهانبخش دادخواستی به خواسته (صدور حکم به توقیف عملیات اجرایی چک شماره 826849 ) علیه اجرا ثبت به دادگاه حقوقی یک کرمانشاه تقدیم نموده و با استناد به

ادامه نوشته

تفاوت اعتراض ثالث و اعتراض ثالث اجرایی

 

ـ آيا اعتراض ثالث نسبت به احكام قطعي با اعراض ثالث موضوع مواد 146 و 147 قانون اجراي احكام مدني با همديگر اختلاف دارد؟

 

نظريه شماره1145/7 ـ 28/2/1387

نظريه كل اداره حقوقي و اسناد قوه قضائيه

چنانچه شخص ثالث به ادعاي اينكه حكم قطعي دادگاه به حقوق وي خللي وارد آورده معترض باشد، بايد اعتراض خود را طبق مقررات مواد 417 و 418 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني اعلام‌نمايد درحالي كه اعتراض شخص ثالث نسبت ‌به مال توقيف‌شده مقوله‌اي جدا از اعتراض ثالث نسبت به حكم قطعي است با توجه به متن ماده 146 قانون اجراي احكام مدني، چنانچه شخص ثالث نسبت به مال توقيف‌شده اظهار حقي نمايد شكايت وي بدون رعايت تشريفات قانون آيين دادرسي مدني و بدون پرداخت هزينه مورد رسيدگي قرار‌مي‌گيرد.

ادامه نوشته

 

قرار تأمين خواسته كه از طرف دادسرا صادر مي شود : الف- چه مرجعي موظف به اجراي آن مي باشد،ب- در صورتي كه از ناحيه اجراي احكام مدني به اجرا درآيد و مالي توقيف شودو ثالث با ادعاي حقي نسبت به آن اعتراض كند كدام مرجع به اعتراض ثالث مذكور صلاحيت رسيدگي دارد؟

بند الف : نظر اقليت با توجه به اينكه قرار تأمين خواسته و اجراي آن طبع مدني دارد لذا اجراي آن  بايستي بوسيله اجراي احكام مدني انجام شود

ادامه نوشته

تجدید نظر از آرا صادره ناشی از اعتراض ثالث اجرایی

سؤال294ـ  آرايي كه از دادگاههاي عمومي در خصوص شكايات موضوع مواد147و 146  قانون اجراي احكام مدني صادر مي گردد قابل تجديد نظر خواهي مي باشد يا قطعي است؟

سفلائي(دادگستري هشتگرد): نظر اقليت: قابل اعتراض نيست، زيرا؛ اولاـ  تصميم دادگاه رأي نيست تا قابل تجديدنظر باشد. ثانياـ در ماده 147 قانون اجراي احكام مدني مقررداشته كه به اين شكايت بدون رعايت تشريفات قانوني آيين دادرسي مدني و پرداخت هزينه دادرسي رسيدگي مي شود لذا نيازي به تقويم خواسته نيست

ادامه نوشته

تشتت آراء در خصوص اعتراض شخص ثالث به توقيف اموال

 

تشتت آراء در خصوص اعتراض شخص ثالث به توقيف اموال

ماده 146 قانون اجراي احكام مدني مقرر مي دارد: «هر گاه نسبت به مال منقول يا غير منقول يا وجه نقد توقيف شده، شخص ثالث اظهار حق نمايد، اگر ادعاي مزبور مستند به حكم قطعي يا سند رسمي باشد كه تاريخ آن مقدم بر تاريخ توقيف است، توقيف رفع مي شود.در غير اين صورت عمليات اجرائي تعقيب مي گردد و مدعي حق براي جلوگيري از عمليات اجرائي و اثبات ادعاي خود مي تواند به دادگاه شكايت كند.»

ادامه نوشته

 

تبعيت دعوي اعتراض ثالث از تقويم و هزينه دادرسي خواسته دعوي نخستين


 در دعوي اعتراض ثالث خواسته معترض علي‌الاصول با رعايت مدلول ماده 425 ق.آ.د.م نقض و ملغي‌الاثر نمودن آن قسمت از حكم است كه مورد اعتراض مي‌باشد و اگر مفاد حكم غيرقابل تفكيك باشد، تمام آن الغا مي‌شود. از اين رو، خواسته اين دعوي از دعوي اصلي تبعيت مي‌كند و به طور مثال، هرگاه خواسته اصلي خلع يد از ملك غصبي بوده، دعوي مالي، غيرمنقول است. تقويم و هزينه دادرسي به

ادامه نوشته

« اعتراض ثالث اجرایی »

 

گزارش جلسه علمی موسسه : « اعتراض ثالث اجرایی »

 از سری جلسات علمی موسسه حقوقی مهر تابان عدالت ، جلسه مورخ 3/3/1389 با موضوع « اعتراض ثالث اجرایی » با سخنرانی جناب آقای دکتر مهدی نصرالهی در محل موسسه برگزار گردید که خلاصه آن ذیلاً گزارش می گردد:

 مقدمه:

ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی و رفع توقیف

اعتراض ثالث نسبت به مال توقيف شده

 

نظريه شماره۱۱۴۵/۷ ـ ۲۸/۲/۱۳۸۷اداره حقوقي و اسناد قوه قضائيه

 

چنانچه شخص ثالث به ادعاي اينكه حكم قطعي دادگاه به حقوق وي خللي وارد آورده معترض باشد، بايد اعتراض خود را طبق مقررات مواد ۴۱۷ و ۴۱۸ قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني اعلام ‌نمايد درحالي كه اعتراض شخص ثالث نسبت به مال توقيف‌ شده مقوله‌اي جدا از اعتراض ثالث نسبت به حكم قطعي است با توجه به متن ماده ۱۴۶ قانون اجراي احكام مدني، چنانچه شخص ثالث نسبت به مال توقيف شده اظهار حقي نمايد شكايت وي بدون رعايت تشريفات قانون آيين دادرسي مدني و بدون پرداخت هزينه مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.

 

منظور از تعيين تكليف شكايت

ادامه نوشته

اعتراض ثالث اجرایی و رفع توقیف

اعتراض ثالث نسبت به مال توقيف شده

 

نظريه شماره۱۱۴۵/۷ ـ ۲۸/۲/۱۳۸۷اداره حقوقي و اسناد قوه قضائيه

 

چنانچه شخص ثالث به ادعاي اينكه حكم قطعي دادگاه به حقوق وي خللي وارد آورده معترض باشد، بايد اعتراض خود را طبق مقررات مواد ۴۱۷ و ۴۱۸ قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني اعلام ‌نمايد درحالي كه اعتراض شخص ثالث نسبت به مال توقيف‌ شده مقوله‌اي جدا از اعتراض ثالث نسبت به حكم قطعي است با توجه به متن ماده ۱۴۶ قانون اجراي احكام مدني، چنانچه شخص ثالث نسبت به مال توقيف شده اظهار حقي نمايد شكايت وي بدون رعايت تشريفات قانون آيين دادرسي مدني و بدون پرداخت هزينه مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.

 

منظور از تعيين تكليف شكايت

ادامه نوشته

بررسی مواد146و147 قانون اجرای احکام مدنی (اعتراض ثالث اجرایی )

اعتراض ثالث اجرایی

(مواد146و147)قانون اجرای احکام مدنی تحت عنوان ((اعتراض ثالث اجرایی ))

ماده 146: "هر گاه کسی نسبت به مال منقـول یا غیرمنقول یا وجه نقـد توقـیف شده اظهار حقی نماید، اگر ادعای مزبور مستند به حکم قـطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقـدم برتاریخ توقـیف است ، توقـیف رفع می گردد در غـیراین صورت عملیات اجرایی تعقیب می گردد ومدعی حق برای جلوگیری از عـملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند."

ادامه نوشته

فرق اعتراض ثالث نسبت به احکام قطعی و اعتراض ثالث نسبت به اموال توقیف شده موضوع ماده 146 و147 ق.ا. ا

فرق بین اعتراض ثالث نسبت به احکام قطعی با اعتراض ثالث نسبت به اموال توقیف شده موضوع ماده 146 و147 قانون اجرای احکام مدنی

در اموال منقول :

چنانچه مال توقیف شده ، منقول بوده و ادعای ثالث نیز مستند به سند رسمی یا حکم قطعی مقدم الصدور نباشد ، عملیات اجرایی تعقیب شده و مدعی حق می تواند برای جلوگیری از عمل اجرا به دادگاه مراجعه نماید( قسمت اخیر ماده 85 ایین نامه ). همان طورکه ملاحظه می شود در این فرض اجرای سازمان صلاحیت متوقف ساختن عملیات اجرایی یا رفع بازداشت از مال توقیف شده را ندارد . ثالث مدعی نیز می تواند با طرح دعوای ابطال اجراییه ، در مقام رفع توقیف براید. این دعوا می بایست در محاکم عمومی دادگستری و به طرفیت سازمان تامین اجتماعی اقامه گردد. عملیات اجرایی تا زمان صدور رایی مبنی بر توقیف عملیات اجرایی ادامه خواهد یافت . این رای می تواند در قالب قرارتوقیف عملیات اجرایی باشد . قرار مزبور تاثیری در اصل دعوا ندارد و ممکن است علی رغم صدور قرار در اصل دعوا حکم به بی حقی ثالث داده شود[5]. به نظر ایین رسیدگی به این دعوا مشمول قواعد عامی است که از جمله در ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی مقرر شده است . به موجب این ماده : « شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی می شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می شود و دادگاه به دلائل شخص ثالث و طرفین دعوی به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می کند و در صورتی که دلائل شکایت را قوی یافت قرار توقیف عملیات اجرائی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می‌نماید.

در این صورت اگر مال مورد اعتراض منقول باشد دادگاه می تواند با اخذ تأمین مقتضی دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد.

تبصره: محکوم له می تواند مال دیگری را از اموال محکوم علیه به جای مال مورد اعتراض معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می شود و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می گردد » .

تصمیم دادگاه در قالب رای صادر می گردد ؛ زیرا اعتراض ثالث به منزله ادعای مالکیت می باشد . ادعایی که باید در مورد درستی ان اظهار نظر قضایی گردد . به همین دلیل است که مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می گردد . در واقع بر خلاف انچه که دراغاز به ذهن می اید طرف واقعی ادعا ، مدیون ، یعنی همان شخصی است که اجراییه علیه وی صادر شده است . رویه محاکم نیز موید همین امر است . تصمیم دادگاه به صورت دادنامه در امده و ممکن است قابل تجدید نظر است .

در اموال غیر منقول :

ممکن است مال توقیف شده غیر منقول بوده و ادعای ثالث مستند به حکم قطعی دادگاه یا سند رسمی مقدم الصدور نباشد ؛ در این صورت ، صرف نظر از دلیل مالکیت مدیون ، اجرا نمی تواند از مال بازداشتی رفع توقیف کند . زیرا رفع بازداشت در این حالت در صلاحیت اجرا نمی باشد ( مواد 86 و 88 ایین نامه ) . لحن قسمت اغازین ماده 86 به نحوی است که انگار بعد از جلسه مزایده حق ثالث معترض زایل شده و یا غیر قابل استماع است . ولی پذیرفتن این نظر اگر چه با ظاهر ماده منطبق است ولی با اصول دیگر از جمله با قسمت پایانی ماده 147 قانون اجرای احکام مدنی در تعارض است . بعلاوه نمی توان پذیرفت که مالکیت ثالث به صرف برگزاری مناقصه خدشه دار شده است . ظاهرا لحن ماده به این علت به شکل کنونی تنظیم یافته که بعد از مزایده ، عملا مالی در توقیف نمی باشد که موضوع رفع بازداشت ان مطرح گردد. ثالث با وضعیتی خاص روبرو می گردد . مال وی به عوض مال مدیون به فروش رفته و بدون رضا ، دین دیگری را پرداخته است . از لحاظ حقوقی می توان گفت که مال وی در قالب تملیک در مقام وفای به عهد از ملکیت وی خارج شده است ( د رظاهر اینگونه است ) و اینک می بایست با طرح دعوا در صدد ابطال تملیک مذکور براید. مبنای دعوای وی، فضولی بودن تملیک به عمل امده خواهد بود. دعوای ثالث می بایست علیه سازمان تامین اجتماعی ، شخصی که اجراییه علیه وی صادر شده و طرفی که بعد از مزایده مالک مال به حساب می اید مطرح گردد.

چنانچه ادعای ثالث مستند به سند رسمی یا حکم مقدم الصدور نبوده ولی در عین حال ملک نیز در حال سپری کردن جریان ثبتی باشد ، موضوع تابع قواعد خاصی است که در ماده 86 ایین نامه امده است .مثلا ممکن است مدرک ادعای ثالث سند رسمی نباشد ولی وی مدعی است کعه ملک در جریان ثبت بوده و از طرف او به در خواست ثبت مدیون اعتراض شده است . در این فرض موضوع مشمول بند های 4 گانه ماده 86 می باشد .

مفهوم سند رسمی که بارها در ایین نامه و حتی در قانون اجرای احکام مدنی از ان یاد شده ، روشن نمی باشد . ایا باید به تعریف ماده 1287 قانون مدنی گردن نهاد؟ با توجه به سیستم حقوقی ما تعاریف و ماهیت واژه هایی که در ایین دادرسی و.. بکار می روند در قوانین ماهوی از جمله در قانون مدنی عنوان می شوند. با این وصف باید پذیرفت که مقصود از سند رسمی هر سند ی است که از نظر ماده اخیر ، رسمی به حساب می اید . بنابراین و برای مثال اگر سند رسمی مالی بنام مدیون باشد ولی ثالث معترض، به استناد اقرارنامه رسمی که از طرف مدیون تنظیم و طی ان به مالکیت ثالث اقرارشده ، مدعی مالکیت گردد ، با توجه به رسمی بودن سند وی چنانچه تاریخ ان مقدم بر تاریخ صدور اجراییه باشد ، می بایست از مال بازداشت شده رفع توقیف گردد. نتیجه ای که از لحاظ عملی تالی فاسد های ناگواری به ارمغان می اورد. مدیون با سونیت ،که مالی به نام وی ثبت شده است از توقیف احتمالی ان با خبر می شود و قبل از صدور اجراییه ، به ملکیت دیگری اقرار می کند و... .

در این موارد، به نظر باید از ملاک ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک یاری جست . بر طبق این ماده :« همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی را که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثا به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت... » . اقرار به ملکیت غیر اگرچه ممکن است سبب مملک محسوب گردد ولی باید توجه داشت که تکیه ماده بر ثبت انتقال در دفتر املاک می باشد. بعلاوه در ورای وضع ماده مصلحتی نهفته است که اعتبار دهی به اسناد ثبت نشده را بر نمی تابد .

بنابراین در فرض حاضر صرف ارائه اقرار نامه رسمی نباید موثر واقع شود. مگر انکه با استناد به ان حکمی مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی حاصل شده باشد. مضافا به نظر، اقرارنامه، سند به معنی عام است . در این معنا شهادتنامه نیز سند محسوب می شود در حالی که هیچ یک متضمن عمل حقوقی نیستند [9]. به نظرسندی که در ایین نامه اجرایی و حتی در قانون اجرای احکام مدنی مد نظر قانون گذار بوده ،سندی است که متضمن عمل حقوقی ( مانند هبه ، بیع و ...) باشد .

به هر تقدیر در فرضی که مال توقیف شده ( اعم از منقول و غیر منقول ) به اسم مدیون ثبت شده باشد و در عین حال ادعای ثالث مستند به سند عادی باشد ( در عمل این حالت شایع تر است ) به نظر ثالث مدعی باید علیه مدیون دعوای الزام به تنظیم سند رسمی اقامه نماید و گواهی ان را در جریان اعتراض خویش به عملیات اجرا به مرجع رسیدگی کننده به اعتراض ثالث تسلیم کند . و یا انکه در همان دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ، دستور موقت مبنی بر توقیف مال تحصیل نماید . امری که از نظر اصولی با مانعی مواجه نمی باشد .در واقع حکم صریح ماده 22 قانون ثبت مانع از ان است که دادگاه بتواند به استناد سند عادی که در مقام اعتراض ثالث ارائه می شود حکم به مالکیت ثالث و ازاد سازی مال توقیف شده دهد.

با این حال توجه به مبانی وضع مقررات مربوط به اعتراض ثالث از جمله قواعد مقرر در مواد 146 و 147 پیشگفت و لزوم رسیدگی سریع به این گونه ادعاها ، نظر مخالف را به ذهن می اورد. اگر دادگاه نتواند به استناد سند عادی حکم به مالکیت ثالث دهد دیگر چه امتیازی در اعتراض ثالث وجود دارد که مشارالیه از طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی منصرف و به اعتراض ثالث روی اورد.( موضوع هزینه های دادرسی و عدم رعایت تشریفات دادرسی نباید نادیده گرفته شود) .

نتیجه : در هر مورد که ادعای ثالث مستند به سند رسمی یا حکم قطعی مقدم باشد ، اجرای سازمان می بایست از مال توقیف شده رفع توقیف نماید . در سایر موارد اجرا ادامه یافته و ثالث می تواند جهت توقف عملیات اجرایی به محاکم عمومی دادگستری مراجعه نماید . ایین رسیدگی به اعتراض ثالث همان است که در مواد 146 و 147 قانون اجرای احکام مدنی پیش بینی شده است مگر انکه مستند ادعای ثالث سند عادی باشد و مال نیز به اسم مدیون ثبت شده باشد که در این فرض ثالث می بایست دعوای الزام به تنظیم سند رسمی مطرح کرده و گواهی ان را به مرجع رسیدگی کننده به اعتراض ثالث تسلیم نماید .چنانچه اعتراض ثالث پس از جریان مزایده باشد، صرف نظر از مستند بودن ادعا به سند رسمی یا غیر ان،رسیدگی به اعتراض در صلاحیت محاکم دادگستری می باشد .