استاد دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
استاد دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
- سیری در علم حقوق- شرح زندگانی افکار و آثار استاد دکتر محمدجعفرجعفری لنگرودی
دکتر جعفری لنگرودی متولد ١٣٠٢ هجری شمسی در لنگرود استان گیلان است. به گفته ی خودش پدرش از روحانیون لنگرود بود و تحصیلات خوبی کرده بود اما هرگز تظاهر به علم نمی کرد. قبل از اینکه به دبستان برود...
خمسه نظامی و نیز کلیله و دمنه را نزد پدر خواند. تحصیلات دبستانی رادر دبستان داریوش لنگرود گذراند. کم کم دبیرستان (نه کلاسه) در لنگرود افتتاح شد و او دوره ی دبیرستان را درهمان شهر گذراند. مقارن گذراندن امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان مادرش در سنین جوانی بدرود حیات گفت. پدرش گویا پنج سال پس از مادرش به همان بیماری به رحمت خدارفت. بعد از ختم سه سال اول دوره دبیرستان در لنگرود به شهر رشت رفت و وارد دانشسرای مقدماتی شد اما پدرش نتوانست خرج تحصیلش را بدهد. حالا ادامه شرح حال زندگی اش را از زبان خود استاد و از کتاب «برتارک علم» نوشته دکتر محمد رضا قنبری می خوانیم:
. . . پدرم نتوانست خرج تحصیل مرا مرتبا بدهد و من ترجیح دادم که ترک تحصیل کنم و در فکر کاری باشم تا در فرصت مناسب تحصیلات قطع شده را دنبال کنم. دست روزگار مرا به اداره ذوب آهن بندر نوشهر کشانید و مدتی حسابدار آنجا بودم. قرار بود که محمولات کارخانه که از آلمان از طریق روسیه شوروی و بحر خزر به مرز ایران می رسید به کرج حمل شود و کارخانه را در آنجا بسازند. اما وقوع جنگ جهانی دوم آن برنامه را بهم زد. به خاطر دارم که یک روز صبح زود دوستی نزد من آمد و گفت برخیز! سربازان روسی به ساحل نزدیک می شوند! واقعا چه روز تلخ و وحشتناکی!
کار من هم در آن اداره تمام شد و شیرازه مملکت از هم گسیخت و اوضاع بکلی دگرگون شد و من دوباره به فکر ادامه تحصیل افتادم اما در همین اوقات پدرم هم بدرود زندگی گفت و ما بکلی بدون سرپرست ماندیم. پس از مشورت مختصر با برادر بزرگترمان قرار شد که من دنبال تحصیلاتم را بگیرم. اما یکدفعه به خاطرم خطور کرد که سفری به قم بکنم و از وضع حوزه علمیه اطلاعات به دست آورم. حالا که فکر می کنم باعث و انگیزه این سفر مطالعات من در تاریخ و شرح حال بزرگان علم و ادب ایران بود…
وقتی که وارد حوزه علمیه قم شدم و گوشم با مباحثات طلاب آشنا شد خو را در جهانی غیر از آنچه که تا آن وقت دیده بودم احساس کردم زندگی طلبه جوان تازه وارد با تعلم و تقوی آغاز می شود با قلبی صاف و بی آلایش اگر بتواند آن را تاآخر عمر حفظ کند، خود یک سرمایه است. تصمیم گرفتم که دوره کامل تحصیلات دینی را در کوتاه ترین مدت با تلاش هرچه تمام تر به پایان برسانم آنگاه تحصیلات جدیدم را که در دانشسرای مقدماتی رشت قطع کرده بودم، پی گیری کنم و چنین کردم؛ و در نتیجه دوران تحصیلات من تا سال 1334 که لیسانس گرفتم به طول کشید و از نظر مالی دچار مضیقه شدم، و دوستان دوران کودکی که هریک صاحب زندگی و عایله هم شده بودند پیوسته هشدار می دادند که باید به وضع مالی خود هم برسی.
مدت اقامت من در قم فقط یک سال بود به این علت که استاد ادبیات عرب که متضلع در آنها باشد، نصیب ما نشد فقط پس از جستجوی بسیار به مردی روحانی و سالخورده از اهالی ساوه برخوردم که در حوزه او را شیخ ابوالقاسم نحوی می خواندند. مغنی را نزد آن مرحوم خواندم. مردی بود خوش سخن و خوش سیما که پیوسته خضاب به ریش می بست و در نتیجه صورتی بشاش داشت و موهای صورتش بسیار خوشرنگ بود. معلوم شد که خضاب خوشرنگ هم چیز خوبی است. د رتابستان همان سال با دوستان همدرس به همدان رفتیم و در مدرسه آخوند ملا علی رحمة الله علیه سکنی کردیم. آخوند مذکور روز بعد با کمال فروتنی از ما دیدار کرد؛ مردی بود از مردان برجسته روزگار که در اخلاق نمونه بود. در آنجا از معلم ادبیات عرب پرسان و جویا شدم که گفتند در اینجا نیست. به راهنمایی مردی مطلع به اصفهان رفتم و در مدرسه صدر ساکن شدم؛ خبر یافتم که سیدی ادیب و روحانی درس مغنی می گوید. با اشتیاق به (محضر) درسش رفتم. استاد دلخواه من بود؛ وقتی وارد حلقه درس اوشدم این مصراع را می خواند:
" مَهما تصب افقاً من بارقٍ تشم "
وصف الحال من بود که هرگاه برقی در افق علم می دیدم، شامه من تیز می شد که شاید سیراب بشوم. بدبختانه بیماری اسهال خونی شدید مرا فرو گرفت و پس از اندک معالجه چون پول و پرستار نداشتم، راهی تهران شدم. طبیبی حاذق مرا معالجه کرد و پدرانه گفت: کم بنیه شده ای به جای خوش آب و هوا و خنک برو و ماهی چند استراحت کن تا قوی ترمیم شود. فوراً شهر مشهد را انتخاب کردم که تابستان آن خوب و خنک است( یا چنین بود) یکی دو ماه ساکن مدرسه دو در شدم: یک قطعه کرباس ضخیم داشتم آن را در سایه می گستردم و از غایت ضعف و بی حالی ساعتها روی آن در حیاط مدرسه دراز می کشیدم و چون سایه بر می گشت من هم جای خود را عوض می کردم. با فرا رسیدن پاییز حالم خوب شد. درس ها را از اول پاییز آغاز می کردند: مرحوم میرزا محمد تقی ادیب نیشابوری درس مطول را به عادت هرساله آغاز می کرد از اول کتاب. از میراث پدرم مقداری کتاب به من رسیده بود از آن جمله مطول چاپ عبدالرحیم که اعلی و دست اول بود آن را زیر بغل نهاده وبه درس ادیب می رفتم. چه درسی! طراز اول: استاد واقعاً گران بها بود. اطلاعات ادبی( از عربی و فارسی) از شعر و تاریخ ادبیات عرب مخصوصاً آیتی بود که نظیر نداشت. لفظ قلم هم صحبت می کرد که خالی از لطف نبود؛ فصیح و بلیغ سخن می گفت...-



- متولد ۱۳۰۲ لنگرود- فراگیرى علوم دینى و عربى و ادبیات عرب در حوزه هاى علمیه مشهد
- اخذ دكتراى حقوق از دانشكده حقوق دانشگاه تهران
- تجربه سال ها قضاوت در دادگسترى هاى ایران
- بیش از ۳۰ سال تدریس در دانشكده حقوق دانشگاه تهران
- اولین نویسنده دایرةالمعارف حقوقى ایران در ۵ جلد
- اولین نویسنده فرهنگ حقوقى در ایران
- رئیس دانشكده حقوق و علوم سیاسى
- اولین نویسنده ترمینولوژى حقوق در ایران
- برخى از آثار تألیفى وى عبارتند از: كامل المیزان، التقریب الى حاشیه التهذیب، اصول فلسفى حقوق در فلسفه حقوق، شخصیت معنوى حافظ، تأثیر اراده در حقوق مدنى، تاریخ حقوق ایران، مقدمه عمومى علم حقوق، رهن و صلح، وصیت، مكتب هاى حقوقى در حقوق اسلام، حقوق ثبت، حقوق اموال، دایرةالمعارف علوم اسلامى و...
تمام آنها كه در عالم حقوق دستى بر آتش دارند و یا حقوق خوانده اند یا حقوق مى دانند و یا استاد حقوق هستند و یا وكیل مدافع و حتى قاضى مى دانند. محمدجعفر جعفرى لنگرودى كیست؟ و البته همگى او را به واسطه آثار نفیس و گرانبهایش مى شناسند. شاید لقب «دهخداى حقوق» دادن به محمدجعفر جعفرى لنگرودى پربیراه نباشد. چه جعفرى لنگرودى بیش از هر چیز دغدغه گردآورى فرهنگ حقوق و دانشنامه حقوقى را داشته است و به همین دلیل در آثار او مى توان كتاب هاى چند جلدى نظیر «دانشنامه حقوقى»، «ترمینولوژى حقوق»، «فرهنگ حقوق» و «دایرة المعارف حقوق تعهدات» را یافت كه تلاش عظیم و درخورى براى گردآورى واژگان، اصطلاحات، تعاریف و قواعد و قوانین حقوقى است.
مرورى در این كتاب ها نشان دهنده عزم استوار و جزم ثابت نویسنده آنهاست. شاید برخى از این كتاب ها بیش از ۳۰ سال از عمر او را به خود اختصاص داده باشد و از همین روست كه جد و جهد جعفرى لنگرودى آدمى را به حیرت وامى دارد كه چطور این محقق صبور و استاد اندیشمند این همه سعه صدر و تحمل براى یافتن تمام زوایاى هر كدام از واژگان و اصطلاحات حقوقى به كار برده است.
محمدجعفر جعفرى لنگرودى متولد سال ۱۳۰۲ شمسى است و از نام خانوادگى اش مى توان حدس زد كه او اهل لنگرود است. پدرش با آنكه روحانى بود به كار كسب و تجارت اشتغال داشت و ترجیح مى داد كه از آن رهگذر، امرار معاش كند. خود لنگرودى درباره پدرش مى گوید: «خطى بسیار خوش داشت و گاه شعر مى سرود، اما این یكى را از ما پنهان مى داشت. از كسب و بازرگانى محدود معاش مى گذراند. علاقه او به ادبیات فارسى او را بر آن داشت تا یك روز خمسه نظامى را به دست گیرد و به سوداى آنكه سواد فارسى به من بیاموزد، مرا فرا خواند. در حالى كه هنوز الفبا را نمى شناختم، گفت: بنشین و بخوان! گفتم: چگونه باید بخوانم؟ گفت: از روى این كتاب، من مى خوانم و تو هرچه را كه مى گویم، بگو! آنگاه گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم
هست كلید در گنج حكیم
فاتحه فكرت و ختم سخن
نام خداى هست در آن ختم كن
مبدع هر چشمه كه جودیش هست
مخترع هر چه وجودیش هست
من گفتار او را چند بار تكرار كردم تا از بر شدم. به این ترتیب اندكى نگذشت كه از روى خمسه حكیم نظامى گنجوى سواد فارسى را بدون آموختن الفبا از پدر یاد گرفتم و از حوصله مجنون عامرى (قهرمان داستان لیلى و مجنون) درس حوصله و بردبارى آموختم.
پدر لنگرودى او را خیلى زودتر از آنچه كه مرسوم بود به فرهنگ و ادب واداشته بود. چنانكه زودتر از زود او را راهى دبستان و دبیرستان كرد و سپس به دانشسراى مقدماتى كه در آن زمان به تازگى در رشت تأسیس شده بود، فرستاد. جعفرى پس از مدتى تحصیل در دانشسرا رهسپار مشهد مقدس شد و در آنجا به فراگیرى فرهنگ زبان عربى و ادبیات عرب پرداخت.
در این باره خودش مى گوید: با ورود به دانشسراى مقدماتى، مادر و پدر زود از این جهان دیده بربستند و من كه به شرح حال دانشمندانى چون ابوعلى سینا و ابوریحان بیرونى و سعدى و حافظ و مولوى و دیگر بزرگان در كتابخانه پدرم انس گرفته بودم، پس از وفات پدرم به تماشاى مدرسه هایى رفتم كه آن مردان بزرگ را پرورده بود. خاك طوس را مى دیدم كه مردان علم و هنر و ادبا و نویسندگان خراسان بر آن، گام نهاده بودند. من آنها را با چشم خود مى دیدم.
او سپس ادامه مى دهد: «بدون اینكه به آینده معلوم بیندیشم ناگهان خود را در تلاش سهمگین علم و ادب دیدم. دیرى نگذشت كه جوانان پرشور و پاكدل را گرداگرد خود مشاهده كردم. چراغ نفت سوز اتاق من دیرتر از هر چراغى خاموش مى شد. نیمه هاى شب بر مى خاستم و از خداوند براى پیشرفت علم، یارى مى جستم.»
جعفرى لنگرودى پس از دانش اندوزى وسیع در حوزه مشهد در سال ۱۳۳۱ شمسى به تهران رفت و با برخوردارى از فضل بسیار وارد دانشكده حقوق شد و به تحصیل در رشته حقوق قضایى پرداخت. بهتر است مرور این ایام از عمر او را با نثر شیواى خودش بخوانیم:
«سحرگاهان پیش از آنكه از خواب برخیزم شاگردانم در هواى یخبندان، زیر برف با یكدیگر زمزمه مى كردند و منتظر بودند كه در اتاق باز شود و حلقه درس را تشكیل دهند، در اتاقى سرد با دلى گرم، بر فرش بوریا، در عرش صفا.
اما افسوس كه آن همه صفا به هوا رفت و آن جمع جوانان، دچار تفرقه شدند و به سفرى دور و دراز بدرقه ام كردند. استاد سالخورده من مى دانست كه چگونه رنج گران این سفر را باید بر دوش كشم. بى آنكه از او چیزى بخواهم چون مى دانست كه بار سفر بسته ام و دیگر اورا نخواهم دید، «قوه قدسیه» را بر بساط سفر من نهاد و مرا به اجازه اى، افتخار داد (۱۳۳۰ ه-) تا آن رنج گران و بار سفر بر من آسان گرداند. خدایش غرق رحمت كند.»
و جعفرى لنگرودى از این پس بود كه از روزن دانشكده حقوق دانشگاه تهران به افق دانش غرب، سر كشید و به قدر توانایى خود مشغول ترجمه كتب حقوقى فرانسه شد. چهره انسانى غرب در افق علوم، ملكوتى و قابل تحسین بود. اما او هرگز فكر نمى كرد كه روزى رضا به قضا دهد و به خدمت قضا درآید. خودش مى گوید: یك سال از پذیرش این حرفه سرباز زدم لكن به ضرورت معاش و اندرز دوستان و ممانعت اهل حسد از ورود به دانشگاه تهران، به قبول آن ناگزیر شدم.»
جعفرى لنگرودى رشته حقوق را تا درجه اخذ دكترا در سال ۱۳۳۹ به پایان برد و رساله دكترایش با عنوان «تأثیر اراده در حقوق مدنى» در سال ۱۳۴۰ منتشر شد. از استادان و مربیان او مى توان به كسانى چون شیخ هاشم قزوینى كه نزد او سطح و خارج را آموخته بود اشاره كرد. همچنین او ادبیات را نزد مرحوم ادیب نیشابورى (ادیب ثانى) به كمال آموخت. وى صرفنظر از استادى در ادبیات عرب و فارسى از ذوق و قریحه شاعرى نیز برخوردار است كه میراث پدر عالم و فرزانه اش است و خود اشعارى نیز مى سراید.
یكى از اتفاقات مهم زندگى جعفرى لنگرودى همان اجبار كردنش به قضاوت بود. اجبارى كه برایش توفیق فراوانى همراه داشت. خودش مى گوید: «در كشاكش اصحاب دعوى و وكیل و تلاطم اوراق پرونده و دلیل، مشاهده شد كه جاى كتاب هاى علمى درباره حقوق نظیر دانشنامه حقوق در میدان زندگى مردم سرزمین ما تهى است و مردان علم باختر، طى این طریق به چابكى و دلاورى و چیرگى كرده اند و حال آنكه ما اندر خم یك كوچه مانده ایم. بیشتر مردم ما به تكذیب دانش شرق و تعریف سطحى علوم غرب، سرگرم شده و از عمق هر دو بى خبر.
به این ترتیب بود كه جعفرى لنگرودى، دامن همت به كمر زد و بنیان اولین دایرة المعارف حقوقى را از سال ۱۳۳۶ پى نهاد. نهالى كه در سال ۱۳۵۸ برآمد و میوه شد. چنانكه او براى دیدن محصول باغ زندگى علمى اش رقعه بر رقعه نهاد و این مرقع شرقى و غربى را فراهم آورد. خودش درباره این ۲۲ سال عمرش مى گوید: «در این مدت از تتبع و تحقیق نیاسودم.» و بالاخره او پس از عمرى دراز توانست رقم گرانبهایى بر فرهنگ ایران زمین بزند كه بر جبین شخصیت ایرانى نقشى تازه از وقار مى توان دید.
جعفرى لنگرودى در تمام این سال ها علاوه بر قضاوت و تحقیق از تدریس و تربیت شاگردان بنام غافل نماند و بیش از ۳۰ سال از عمر خود را صرف تدریس و تعلیم نمود.
چنانچه آمد، یكى از مهمترین آثار جعفرى لنگرودى، كتاب ارزشمند «دایرة المعارف حقوقى» است. در این كتاب فقط از حقوق شكلى بحث شده است و آنچه كه مورد بررسى قرار گرفته است، ادله اثبات دعوى و امارات و فرض قانونى و اصول عملیه و دعاوى و مسائل ثبتى است. او درباره معیارى كه براى تشخیص عناوین راجع به حقوق شكلى به كار برده، مى گوید: «زیر واژه «ثبوت و اثبات» مى توان آن معیار را احساس كرد، در تشریح این واژه، نظر بر آن بود كه معیار انتخاب عنوانها براى بررسى در یك دایرة المعارف حقوق شكلى، به دست داده شود.»
او معتقد است: «حقوق شكلى همچنان كه در زمینه مسائل حقوق خصوصى به كار مى رود و براى اثبات مسائل حقوقى از آن بهره مى گیرند، در قلمرو مسائل كیفرى نیز مى توان از نوع دیگر حقوق شكلى بهره گرفت.» به همین دلیل هم هست كه او پنج جلد تمام را به دادرسى مدنى و ادله اثبات دعاوى مدنى اختصاص داده است.
جعفرى لنگرودى مى گوید: «در قلمرو حقوق شكلى، استدلال، نقش اساسى دارد، به طورى كه اگر كسى یك دور این مجلدات را دانسته از نظر بگذراند، در پایان كار، صنعت استدلال حقوقى را فرا خواهد گرفت.»
او كه سالیان دراز شاگرد مكتب فلاسفه بوده است، با استمداد از فلسفه و منطق، در پایه گذارى مطالب كتاب دایرة المعارف حقوقى، كوشش فراوان كرده و اساس صنعت استدلال حقوقى را تا آنجا كه میسر بوده است، در این ۵ جلد استوار كرده است. خودش مى گوید: «پرده از یك رمز علمى باید برداشت و آن این است كه روزى ممكن است صاحبان همت به نوشتن منطق حقوق، اقدام كنند. براى نوشتن چنین منطقى هم از نظر مصالح كار و هم از نظر مثالهاى عملى و عینى، مطالعه مكرر مجلدات كتاب دانشنامه حقوقى ضرورت خواهد داشت.» پیروى از همین اندیشه بود كه او را واداشت كه به اختصار از ارزش منطق ارسطو در صفحه ۴۱۱ جلد ۵ دایرة المعارف حقوق اش صحبت كند.
كتاب ۵ جلدى دایرة المعارف حقوقى، اولین دایرة المعارف حقوقى ایرانى است. بنابراین، ممكن است دچار برخى لغزش ها نیز شده باشد. چنانچه خود جعفرى لنگرودى مى گوید: «كسى كه اولین بار در كشورش دست به نوشتن دایرة المعارف حقوقى یا پزشكى و یا غیره مى زند، دشوارترین كارهاى او انتخاب عنوانهایى است كه باید درباره آنها جداگانه تحقیق كند. نوشتن یك كتاب لغت معمولى ازاین جهت، دشوار نیست، زیرا قبلاً به مقدار زیاد، دیگران كتب لغت نوشته اند و عنوانها را گردآورى كرده اند. براى تهیه آن عنوانها و نهادن آنها به طور هجایى، قیچى عامل مؤثر است. اما در اثر حاضر باید مؤلف با حوصله بسیار، عنوانها را براى نخستین بار گرد آورد. در این راه به عنوانهایى بر مى خورد كه قبلاً مؤلفان درباره آنها از یك صفحه تا یك جلد كتاب نوشته اند. مثلاً استصحاب، عنوانى است كه درباره آن كتابها نوشته اند. پس این عنوان مهار شده از قبل است كه از راه نوشتن، كتاب، مسائل آن، به هر صورت و به هر شكل مهار شده و در خدمت خلق ما قرار گرفته است، اما اكثر عنوانهایى كه در فهرست عمومى در پایان جلد پنجم مى بیند، عنوانهاى مهار شده نبوده است. یعنى تا این لحظه كسى یك صفحه درباره مسائل مربوط به این عنوانها ننوشته است.»
و اما نظر جعفرى لنگرودى درباره حقوق. او مى گوید: «حقوق باید در خدمت عدالت باشد. اگرچه در میدانهاى آزاد حقوقى به ترجمه بسیارى از متون قوانین، نیاز هست (مانند قوانین تابعیت، بیمه، حقوق بحرى و غیره)، اما تنها این ترجمه ها نمى تواند ما را در راه اجراى عدالت یارى دهد. بناى كاخها و مجسمه ها و تظاهراتى از این دست، هرگز هویت دادگسترى جدید را خلق نمى كند. تلاشهاى علمى گسترده و طولانى صاحبان همت در علوم و عاشقان عدالت مى تواند شناسنامه دادگسترى جدید را به دست دهد.»
جعفرى لنگرودى همواره امیدوار بوده است كه عدل و انصاف در این سرزمین بزرگ و فلات گرم و سوزان جارى باشد. چه او معتقد است: «عدل و انصاف، بیشتر از آب رودخانه ها و نهرها و چشمه سارها مى تواند به سرسبزى و خرمى یك كشور كمك نماید و نقش خنده بر لبها و گونه هاى خلق بنشاند.» آیا آرزوى او كه رسیدن به این جایگاه از حقوق است، برآورده شده است؟ آیا مى توان امیدوار بود كه روزى آرزوى او برآورده مى شود؟ براى تحقق این آرزو ما نیز باید چون جعفرى لنگرودى دامن همت به كمر بزنیم. این گوى و این میدان. بسم الله
کتاب شناسی توصیفی آثار استاد دکترجعفری لنگرودی:
کتب:
سال تألیف:
1326- مختصرالتقریب الی حاشیة التهذیب ( به زبان عربی در منطق)،چاپ مشهد
1327- کامل المیزان(منظومه عربی در منطق) من نشریات المکتبة الاسلامیة بمشهد، چاپخانه ایران
1328-1) درس توحید، چاپ مشهد
2)علم حدیث یا خودآموز رجال و درایة، از انتشارات مکتب علوم، مشهد
1332- اصول فلسفی حقوق، تهران
1334-1)فرهنگ حقوقی، نشرکانون معرفت، لاله زار، تهران.
2)شخصیت معنوی حافظ، نشرکانون معرفت، لاله زار، تهران.
1339) تاریخ حقوق ایران-از انقراض ساسانیان تا آغاز مشروطه- نشرکانون معرفت، لاله زار، تهران، چاپ گیلان. بعداز چاپ آن یکی از استادان زبان انگلیسی رساله ای درتاریخ حقوق نوشت و به اشاره رییس دانشکده حقوق مقرر شد من به او کمک کنم و کردم ولی او حتی نامی از من نبرد و یادی و تشکری نکرد.
1340-تأثیر اراده در حقوق مدنی (رساله دکتری)، نشر مؤلف، چاپخانه گیلان. مبانی عقود و ایقاعات در سطح کلی مورد بحث واقع شده است.
1341- مقدمه عمومی علم حقوق،چاپ تهران. در سالهای بعد قسمت مهمی در چاپ دوم به آن افزودم؛ توفیق نبود که باقی را برهمان سیاق ترتیب دهم.
1343-دانشنامه حقوقی(دائرة المعارف حقوق)، دوره 2 جلدی،چاپ دانشگاه تهران، تهران. روزی رئیس دیوان عالی کشور مرا احضار کرد تا چای باهم بخوریم؛ ضمن صحبت گفتند: امسال به پاکستان رفتم برای بازدید از رئیس دیوان عالی کشورشان؛ نظر به مقام شامخ قضاء با چند نفر از مستشاران تمیز شور کردم که چه هدیه ای برای معظم له ببرم که مناسب باشد؟ گفتند: کتاب حقوقی که معرف کار حقوق دانان ما باشد؛ با صوابدید آنان دو کتاب را انتخاب کردیم که یکی دانشنامه حقوقی شما بود، این را خواستم برای دلگرمی شما گفته باشم.
1346-ترمینولوژی حقوق، انتشارات ابن سینا، تهران.
1348-1) دانشنامه حقوقی(دائرة المعارف حقوق)، جلد اول(حرف الف)، چاپ اولِ انتشاراتِ ابن سینا، تهران.
2)آراء شورای عالی ثبت و شرح آن، انتشاراتِ ابن سینا، تهران. درسمت دبیر شورای عالی ثبت از هر پرونده گزارشی تهیه می دیدم و شاهد صدور رأی بودم؛ آن گزارش ها را تباه نکردم که پایه و شارح آن رأی ها بود.
3)تاریخچه سازمان قضایی در حقوق اسلامی(ضمیمه جلد اول دانشنامه حقوقی)، انتشاراتِ ابن سینا، تهران.
1349-1)مجموعه محشّی از قوانین و مقررات ثبت-اسناد و املاک و شرکت ها و انجمن ها و علائم و اختراعات- انتشاراتِ ابن سینا، تهران.
2)دوره نهایی حقوق مدنی جلد اول رهن و صلح، انتشاراتِ ابن سینا، تهران.
1350- دوره نهایی حقوق مدنی جلد دوم وصیت، انتشاراتِ ابن سینا، تهران.
1351- دانشنامه حقوقی، جلد دوم(حرف ب-ث) چاپِ اولِ انتشارات ابن سینا، چاپ مشعل آزادی، تهران.
1352-1) دوره نهایی حقوق مدنی جلد سوم، عقد ضمان، نشر شرکت سهامی کتاب های جیبی با همکاری موسسه انتشارات فرانکلین، تهران.
2) دانشنامه حقوقی، جلد سوم(حرف ج تا دعوی حجر)، چاپِ اولِ انتشارات ابن سینا، چاپ مشعل آزادی، تهران.
1353-مکتب های حقوقی در حقوق اسلام، انتشارات ابن سینا، چاپ مشعل آزادی، تهران. در جهان اسلام برای نخستین بار چنین ابتکاری صورت گرفته است و بنیادهای فکری حقوق اسلام مورد بحث قرار گرفته است.
1354-1) دوره نهایی حقوق مدنی جلد چهارم، عقد حواله، انتشارات دانشگاه ملی تهران.
2) دوره نهایی حقوق مدنی جلد ششم، تعهدات(ج اول)، انتشارات مؤسسه عالی امور قضایی و اداری قم.
1355- 1)دوره متوسط حقوق مدنی، حقوق خانواده، نشر مؤلف، چاپخانه حیدری، تهران.
2)حقوق ثبت جلد اول، ثبت املاک، نشر مؤلف، چاپخانه حیدری، تهران.
1356-1) دانشنامه حقوقی، جلد چهارم (دعوی حریم تا فهم عرفی)، انتشارات امیرکبیر، تهران.
2) دوره نهایی حقوق مدنی جلد پنجم، حقوق اموال، نشر مؤلف، چاپ مشعل آزادی، تهران.
1357-1)دائرة المعارف حقوق مدنی و تجارت، جلد اول- حقوق تعهدات، عقود و ایقاعات- نشر بنیاد راستاد، چاپخانه مشعل آزادی، تهران.
2) دوره نهایی حقوق مدنی، جلد هفتم، عقد کفالت، انتشارات دانشگاه ملی، تهران.
3) دوره نهایی حقوق مدنی، جلد هشتم، ارث(جلد اول)، انتشارات امیرکبیر، تهران.
1358-1) حقوق اسلام، نشر کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) دانشنامه حقوقی، جلد پنجم(قائم مقام تا ید)، انتشارات امیرکبیر، تهران.
1359- دائرة المعارف علوم اسلامی قضایی(جلد اول) شامل1-آئین دادرسی مدنی 2- آئین دادرسی کیفری 3- ادله اثبات دعوی، اصول عملیه 4-امورحسبی 5- سازمان قضایی(علمی، تطبیقی، تاریخی)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1360- دائرة المعارف علوم اسلامی قضایی(جلد دوم)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1361- دائرة المعارف علوم اسلامی قضایی(جلد سوم)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1363-1)ترمینولوژی حقوق، چاپ اول، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2)وصیت- ارث، انتشارات دانشگاه تهران، تهران. برای تدریس، از کتب مفصلم خلاصه کردم.
3)هجرت(دائرة المعارف قرآن)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
4) ارث، جلد دوم(ارث اهل سنت و جماعت)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1368-1) تاریخ معتزله- فلسفه فرهنگ در اسلام، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2)کتاب علی(ع)، ضمیمه کتاب تاریخ معتزله، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
3)راز بقای ایران در سخن حافظ، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1369) راز بقای ایران در سخن فردوسی، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1370-1) راز بقای ایران در سخن نظامی، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) فلسفه فرهنگ و هنر، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران. جامع اندیشه های فلسفی. مدار این فلسفه ارزش انسان است. به صورت سؤال و جواب نوشته شده است تا هرچه بیشتر قابل فهم باشد. بهترین کتاب من همین است.
1371- راز بقای ایران در سخن مولوی، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران. کتابی است مفصل که جنبه عرفانی، ادبی و تاریخی دارد.
1372- دانشنامه حقوقی (دائرة المعارف حقوق) دوره کامل پنج جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران.
1373- سیمای شعر( 3 جلد در یک مجلد)- تاریخ شعر در جهان، هنر و هنرشناسی در شعر فارسی، شعر تطبیقی- انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران
1379-1) مبسوط در ترمینولوژی حقوق( پنج جلد)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) مجموعه محشّی قانون مدنی(علمی، تطبیقی، تاریخی)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1380- فلسفه حقوق مدنی، جلد اول، عناصر عمومی عقود، جلد دوم، اصول عامه اذن و اذنیات، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1381- فلسفه عمومی حقوق- تئوری موازنه، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1382-1) فلسفه اعلی در علم حقوق، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) صد مقاله در روش تحقیق در علم حقوق، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
3) فن استدلال، منطق حقوق در اسلام، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
4) فرهنگ عناصرشناسی، حقوق مدنی،حقوق جزا(المعجم المعاصر فی علم العناصر)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1383) منطق ادبی، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1384-1) مسائل منطق حقوق و منطق موازنه، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) مضاربه، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
1386-1) الفارق، دائرة المعارف عمومی حقوق( پنج جلد)، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
2) اساس در قوانین مدنی، المدونة، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
3) ضمان عقدی، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
4) سیستم شناسی در علم حقوق، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
5) روش جدید در مقدمه عمومی علم حقوق، انتشارات کتابخانه گنج دانش، تهران.
منبع : کتاب " بر تارک علم" نوشته ی دکترمحمد رضا قنبری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 2:22 توسط خلیل آسایش.
|
